مجنون شدم شبی به راه افتادم
بادیدن لیلی به گناه افتادم
گفتم چندی به راه یوسف بروم
از چاله در آمدم به چاه افتا
آخرین بار!
برای آخرین بار ، ستاره ! دست نگهدار!
فرصت تازه می خوام ، قبل از خدا نگهدار!
در حق چشمای تو ، این دل خسته ، بد کرد!
دست نوازشت رو ، پس زد و ساده رد کرد!
یه وقت دیگه می خوام واسه دوباره ساختن!
این خواهش و رد نکن ، ای گل هستی من !
نگو خدا نگهدار ! ستاره ! دست نگهدار !
نذار که جون ببازه یه عاشق بی قرار!
به تو قسم که این بار ، گریه ت نمی شه تکرار!
دیگه نمی شه تکرار ، اون همه اشک تب دار!
می خوام دوباره با تو ، یه شعر نو بسازم !
نذار به جرم دیروز ، امروزم و ببازم !
فرصت تازه می خوام تا با تو پر بگیرم!
من هنوزم می تونم به پای تو بمیرم !
چراغ جمالت چراغم بود چراغم تو باش چرا غم بود
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0